اما مراد از خواص متخصصین علوم روان‌شناختی یا تخصصی دیگر نیست، بلکه به معنای همه آنهایی است که خردورزی و مهرورزی را غایت ارزش‌های بشری می‌دانند، آنهایی که تجربه انسجام را چه در درون و چه در برون ارج می‌نهند.

به معنای ساده‌تر بینش نو برای تحصیل‌ کردگانی است که دغدغه آدم و غایت او را دارند، چه تحصیلاتشان مهندسی نفت و گاز باشد، چه مهندسی نساجی، چه پرستاری، چه پزشکی، چه اقتصاد، چه جامعه‌شناسی، و چه روانشناسی. اما می‌خواهیم با مخاطبان مان چه کنیم؟ بی شک نمی‌خواهیم دانش و مهارت آنها را ارتقا دهیم، اما می‌خواهیم ظرفیت دیالوگ را در درون و برون آنها بهبود بخشیم.

دیالوگی که منجر به زایش هنر و خرد می‌گردد، دیالوگی که مروت و مدارا را در جامعه تسهیل می‌کند، و دیالوگی که امکان دفاع، شکوفایی، و فهم خود و دیگری را در دنیای منحصر متکثر فراهم می‌سازد.

در دنیایی که تعارض و تخاصم و لجاجت و حماقت، ذهن و دل آدم‌ها را مشتت کرده است، آرزو می‌کنم بتوانیم تفاوت‌ها و تکثرها را تحمل کنیم و به‌سوی تجربه‌های گذرای همدلی و همراهی و هماهنگی از طریق دیالوگ گام برداریم. آرزو بر جوانان عیب نیست، اگرچه عمرمان در طلب این آرزوی محال سپری شد.

گرچه می‌دانیم محال است، اما دست از آن نمی‌شوییم. خوشا آن زندگی ای که در تمنای محالی پر از جمال و جلال به فنا رود.